السيد الخميني

نامه هاى اخلاقى عرفانى 121

دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )

موجودات از غيب عوالم جبروت و بالاتر و پايين‌تر چيزى ندارد و قدرتى و علمى و فضيلتى را دارا نيست و هر چه هست از او - جلّ و علا - است ، او است كه از ازل تا ابد زمام امور را به دست دارد و احد و صمد است . از اين مخلوقاتِ ميان تهى پوچ و هيچ باكى نداشته باش و چشم اميدى هرگز به آنها مبند كه چشم داشتن به غير او شرك است و باك از غير او - جلّ و علا - كفر . پسرم ! تا نعمت جوانى را از دست ندادى فكر اصلاح خود باش كه در پيرى همه چيز را از دست مىدهى . يكى از مكايد « 1 » شيطان كه شايد بزرگ‌ترين آن باشد كه پدرت بدان گرفتار بوده و هست - مگر رحمت حق تعالى دستگير او باشد - استدراج « 2 » است . در عهد نوجوانى شيطان باطن كه بزرگ‌ترين دشمنان اوست ، او را از فكر اصلاح خود باز مىدارد و اميد مىدهد كه وقت زياد است ، اكنون فصل برخوردارى از جوانى است و هر آن و هر ساعت و هر روز كه بر انسان مىگذرد ، درجه درجه او را با وعده‌هاى پوچ از اين فكر باز مىدارد تا ايام جوانى را از او بگيرد . و آن‌گاه كه جوانى رو به اتمام است ، او را به اميد اصلاح در پيرى سرخوش مىكند ، و در ايام پيرى نيز اين وسوسهء شيطانى از او دست نكشد و وعدهء توبه در آخر عمر مىدهد ، و در آخر عمر و شهود موت ، حق تعالى را در نظر او مبغوض‌ترين موجود جلوه مىدهد كه محبوب او كه دنيا است از دستش گرفته است . اين حال اشخاصى است كه نور فطرت در آن‌ها به‌كلى خاموش نشده است . و اشخاصى هستند كه غرقاب دنيا آنها را از فكر اصلاح ، به دور نگه‌داشته و غرور دنيا سرتاپاى آنان را فرا گرفته است . من خود چنين

--> ( 1 ) - « دام‌ها » . ( 2 ) - « كسى را به نعمت‌هاى داده شدهء به او مغرور ساختن و بدان واسطه از حق غافل‌نمودن » .